|
یه ضرب المثل ترکی با عبارت " آدام هر نه اله سه اوزی اوزینه الر" وجود دارد که فکر کنم معادل شعر فارسی زیر باشد: هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی اما اینکه چرا دوباره به درد دل کردن افتاده ام خود داستانی طولانی دارد، حدود شش ماه پیش در پی تقاضای یکی از هفته نامه های تبریز قرار شد مطالب آموزش بورس را به صورت مرتب و سلسله وار برایشان بفرستم تا در ستونی که به این امر اختصاص داده بودند چاپ کنند حتی برای اینکه خدای نکرده اشتباه چاپی پیش نیاید قرار شد مطلب را به صورت تایپ شده و از طریق ایمیل برای آنان ارسال دارم تا هیچ اشکالی در چاپ مطلب پیش نیاید، من هم که سرم برای کارهای فرهنگی درد می کند با علاقه قبول کردم تا به فکر خود خدمتی به آموزش همشهریانم کرده باشم، هفته نامه مذکور(که نیازی به نوشتن نام آن نمی بینم) در ابتدا با علاقه ای که بعدا متوجه شدم علاقه یکی از شرکاء می باشد بطور مرتب و با دقت بسیار اقدام به چاپ و توزیع هفته نامه کرده و من نیز بسیار خرسند از اینکه بالاخره هفته نامه ای در تبریز پیدا شد که به چنین مطالبی نیز رسیدگی کند بماند اینکه بعد از چاپ چند شماره از سوی سایر هفته نامه ها و حتی روزنامه های تبریز ـ و اگر تعجب نکنید ـ از سوی یکی از خبرنگاران ایسنا نیز خواسته شد که مطالب مشابه را برای آنان نیز به صورت دوره ای بنویسم اما با توجه به اینکه انجام کار مشابه و ارسال همان مطالب را به سایر جراید مناسب ندیدم قبول نکردم... بعد از چاپ چند شماره و شروع نمایشگاه های بین المللی تبریز که سیل آگهی تبلیغاتی هفته نامه مذکور را غرق کرده بود رفته رفته اقدام به چاپ نصفه و نیمه مطالب ارسالی کردند از آنجایی که می دانم در زمان کنونی چاپ و نشر با وجود هزینه ها و محدودیت ها کار سهلی نیست اعتراض چندانی نکردم و فقط خواستار شدم مطالب را به نحوی تقسیم کنند که برای خوانندگان قابل درک باشد بعد از شروع پاییز و آغاز سرما که کار تجارت و نمایشگاه در تبریز با افت روبرو می شود متوجه شدم که نه خیر این هفته نامه به قطع کردن "وجبی" مطالب عادت کرده و هر جای که مطلب به آگهی یا انتها می رسد قطع می شود تناسبی با تصاویر ارسالی من (اعم از نمودارها، فرمولها و...) ایجاد نمی شود و اغلاط املایی و چاپی به سمت بی نهایت میل می کنند همه این موارد جمع شد تا هفته گذشته که با دیدن صفحه هفته نامه به قدری عصبانی شدم که صبح یکشنبه هفته گذشته اولین کاری که کردم نامه ای کوتاه نوشته و به سردبیر ارسال کردم و افزودم که علاقه ای به ادامه همکاری با هفته نامه ندارم و... . بلافاصله زنگ زده شد و ببخشید، معذرت می خواهیم، کار تاپیست بود و... الان یکی رو میفرستم محل کارتون ازتون عذرخواهی بکنه و .... (که بعدا هم فرستادند...) ولی دریغ که من کوتاه بیام نه به خاطر اینکه فردی تک رای باشم (شاید هم هستم!) چه قبلا اخطار های لازم را داده بودم و بالاخره باید اقدام می کردم... . سرتان را بدرد نیاورم این کار نوشتن ما با این هفته نامه عاقبت زیاد خوشی پیدا نکرد و شد درد دل ما به شما |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 13:23 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
Tabriz, the capital city of Iranian province of East Azerbaijan The city is located on the intercontinental highway in vicinity to the Republics of Azerbaijan, Turkey and Armenia. Tabriz for a long time lay on a major trade route between the West and Asia and for many centuries it was a flourishing center of commercial trade. Outside Tabriz, there is a lot of attractive countryside with hills, valleys and mountains that can be reached quickly and easily. These hills are summer and winter resorts |
| آرشیو موضوعی |
|
اوراق قرضه (Bonds) اقتصاد سنجی وامها جزوات آموزشی بورس تاریخچه بورس اوراق بهادار |
| برنامه دوره های آموزشی |
| جزوات آموزشی بورس |
| بورس اوراق بهادار |
| بورس کالای ايران |
| بانک اطلاعات اقتصادی ايران |
| Amibroker Pro V5.20 |
| مهندسی مالی و مدیریت ریسک |
|
RSS
|