کتابخانه مرکزی دانشگاه تبریز، زمانی که من دانشجوی دوره لیسانس آن دانشگاه بودم محلی بود که هرمنبعی در آن یافت می شد! کتابهایی که در کتابخانه دانشکده پیدا نمی شد حتما در کتابخانه مرکزی دانشگاه موجود بود، نرم افزار جستجوی کتابخانه بسیار منعطف بود و به راحتی با کمترین واژه چند گزینه مناسب را ارائه می داد، تنها مشکل آن، محل محقر کتابخانه در مقابل ساختمان ریاست دانشگاه بود که برای جایی به اسم کتابخانه مرکزی دانشگاه، برازنده نبود، کارکنان کتابخانه نیز از معدود کتابدارانی بودند که پیشنهاد منبع نیز می دادند، معمولا اگر مشکلی در منبع داشتیم جستجو می کردند و چند کتاب مشابه را نیز برای استفاده بیشتر همراه خود می آوردند. در تابستان معمولا کتابخانه به حالت نیمه تعطیل در می آمد و کتاب امانت نمی دادند به خاطر دارم یکی از سالها در اواخر ترم دوم چند کتاب از کتابخانه امانت گرفتم و در تابستان مطالعه کردم، جریمه دیرکرد شدیدی منتظرم بود. با آغاز ترم بعد در جواب کتابدار که چرا کتاب را سه ماه نگه داشته اید بدون تعارف گفتم شما کتاب امانت نمی دادید منم لازم داشتم! و با این سخن صادقانه تخفیفی حسابی از کتابدار گرفتم!
دیروز بعد از سالها به ساختمان کتابخانه دانشگاه رفتم، نمی توانم بگویم ساختمان جدید، زیرا برای من جدید بود و چند سالی از افتتاح آن می گذرد، مکان بسیار بزرگ، کتابخانه ای به شیوه قفسه باز، سیستم امانت کتاب در اختیار دانشجو و کلی امکانات دیگر، اما این بار کتاب های کتابخانه آنقدر زیاد به نظر نمی رسیدند!، فرصت استفاده از قسمت نشریات و رفرنس ها نیز برایم مهیا نشد و البته برای استفاده از این منابع نیز نرفته بودم، دو کتابدار بسیار فعال و پاسخگو یافتم و دانشجویانی که در میز های مطالعه در کنار کتابهای خود، از لب تاب استفاده می کردند (سیستم آموزشی بدون این نوت بوک ها عملا تعطیل است!)، کتاب ها فقط تا ساعت 5:30 امانت داده می شوند اما بخش مطالعه تا ساعت 11 شب باز است، پنجشنبه ها نیز سالن مطالعه قابل استفاده است.
خانم کتابدار در آموزش نحوه استفاده از سیستم کتابخانه، ثبت نام و... راهنمایی بسیاری کردند دقت کردم که در کتابخانه ای که اکنون بسیار بزرگتر از زمان قدیم آن است به مانند بازیکن فوتبال در حال دوندگی، فعالیت و کمک به دانشجویان است. شاید 1.5 ساعت حضور در کتابخانه نتواند مشکلات آن را بروز دهد و البته نحوه دید شما نیز بی تاثیر نیست. اما زیبایی کار، حضور در کتابخانه مرکزی دانشگاه تبریز و ملاحظه کتابداران کوشای آن مجموعه بود.