قانون ۱: شما احتمالا یک ایده در حد جایزه نوبل نداريد!!
قضیه ۱: شما همیشه میتوانید یک ایده خوب را به یک مقاله یا ارائه عالی تبدیل کنید.
قضیه ۲: حتی اگر ایده شما در حد جایزه نوبل هم باشد، به راحتی میتوانید آن را در قالب یک مقاله یا ارائه ضعیف هدر دهید. البته احتمالا هیچ وقت به این قضیه احتیاج نخواهید داشت. (قانون شماره ۱ را ببینید.)
قانون ۲: اندیشههای موجود در مقاله شما در وهله اول بنا به نحوه ارائه شما قضاوت خواهند شد.
اگر مقاله شما به روشی غیر حرفهای نوشته شده باشد، دیگران با دیدی شکگرایانه به کار تجربی، اثباتهای ریاضی و مدلهای شما خواهند نگریست.
قانون ۳: مقاله شما تمرینی برای متقاعدسازی است (البته منظور ما در اینجا اقتصاد اثباتی است نه هنجاری). خوانندگان مقاله شما در حکم شنوندگان شما هستند و به جای خواندن مقاله شما کارهای خیلی بهتری میتوانند انجام دهند. سعی کنید آنها را به مقاله خود علاقهمند و با استدلالهای خود متقاعد کنید.
قانون ۴: هیچ مقاله خوبی – فرقی نمیکند که چقدر خوش ساختار، هوشمندانه و سلیس باشد – به یکباره و با یک بار نوشتن به وجود نیامده است، بلکه حداقل چندین بار بازنویسی شده است. بازنویسی، هنر راستین نوشتن است.
قانون ۵: هیچ نویسندهای – فرقی نمیکند که چقدر مراقب و متواضع باشد – نمیتواند تمامی اشکالهای نوشتار خود را ببیند. مقالات خود را با دیگر دانشجویان عوض کنید. محکم باشید؛ درست است که اوایل برایتان سخت خواهد بود، ولی قدردانی که به وجود خواهد آمد این سختی را از بین خواهد برد.
قانون ۶: بسیاری از پاراگرافها شامل جملات زیادیاند و بسیاری از جملات کلمات زیادی دارند. تکرار خستهکننده است. تکرار میکنم: تکرار خستهکننده است. کم کنید، کم کنید و باز هم کم کنید.
قانون ۷: چکیده و مقدمه در حکم «دم در» نوشته شما هستند. آنها را مختصر و روشن بنویسید. چکیده به سادگی اولین پاراگراف نوشته شما نیست. آنها را طوری بنویسید که برای هر اقتصاددانی روشن و قابل فهم باشد، نه فقط برای آنهایی که در زمینه مطالعاتی شما کار میکنند.
قانون ۸: ارائه یک مقاله بسیار سخت تر از نوشتن آن است. ارائه دادن باعث آشکار شدن پاشنه آشیل استدلالهایتان شده و به شما نشان میدهد که روی چه چیزهایی باید کار و کجاها را بازنویسی کنید. همیشه قبل از فرستادن مقالهتان، آن را چندین بار ارائه دهید: در یک کارگروه، به دوستان، به یک سگ یا گربه، حتی دیوار. ارائه دادن شما را مجبور خواهد کرد تا با نقاط ضعف استدلالهایتان روبهرو شوید.
قانون ۹: بدترین دشمن خودتان باشید. اگر نباشید کس دیگری این سمت را به خود اختصاص خواهد داد.
قانون ۱۰: قانونهای بسیار دیگری وجود دارند. ما چندتایشان را اینجا میآوریم:
• تمامی جداول و شکلها باید اطلاعات کافی در اختیار خواننده قرار دهند تا او بتواند به آنها ارجاع دهد.
• جدول و شکلها باید بعد از متن قرار گیرند نه در میان آن. خواندن مقالهای که جداول و اشکال آن کنار هم باشند بسیار آسانتر است.
• برای توضیح در مورد ماخذ دادهها، اثباتهای خاص و دیگر چیزهایی که در این زمره قرار میگیرند از ضمیمه استفاده کنید.
• هیچ کس مایل به خواندن یک «گزارش ادبی» نیست. سعی کنید ادبیات مقالهتان حتما با دیگر قسمتهای آن هماهنگ باشد.
• آیا شما نیاز دارید که به خوانندگانتان اطلاع دهید که میخواهید چه کار کنید؟ فقط کاری را که میخواهید انجام دهید.
• از عناوین کلی مانند «مدل»، «دادهها»، «یافتهها» و غیره و اعداد استفاده نکنید. به خوانندگان اطلاع دهید که در آن قسمت میخواهید چه چیزی را توضیح دهید، مثلا: مدلی برای نشان دادن تناهی جهان.
• از اسامی معنادار برای متغیرهایتان استفاده کنید.
• لازم نیست همه نتیجههایتان را در ارائهتان توضیح دهید؛ چرا که خستهکننده خواهد بود. از خودتان بپرسید که اگر جای خواننده بودید چه چیزهایی را برای ارائه لازم میدانستید، بقیه نتایج را میتوانید در ضمیمه توضیح دهید.
• متن مقاله را برای اشکالات چاپی، غلطهای املایی، صفحات جابهجا شده، شماره اشتباه برای جداول و اشکال و چیزهایی از این قبیل بررسی کنید. اینها آفتهای نوشتارند، نابودشان کنید.
• از یک مجله یا راهنمای ساختار کمک بگیرید، چرا که یکنواختی متن از اهمیت بسزایی برخوردار است.
نویسنده: کلودیا گولدین و لاورنس کتز
مترجم: حسن افروزی
برگرفته از روزنامه دنیای اقتصاد ۲۶/۸/۱۳۸۸