سرمايهگذاران ميتوانند تلاش كنند از ميان طيف وسيعي از اوراق بهادار آنهايي را كه داراي بازده مورد انتظار بالايي هستند انتخاب كنند. با اين حال آنها در اين انتخاب، ريسك را در نظر ميگيرند. سرمايهگذاران با استفاده از فرآيندي دو مرحلهاي تحت عنوان : تجزيه و تحليل اوراق بهادار و مديريت پرتفليو فرآيند تصميمگيري را تشكيل ميدهند.
تجزيه و تحليل اوراق بهادار
اين مرحله اولين قسمت فرآيند تصميمگيري سرمايهگذاري است و شامل ارزشيابي و تجزيه و تحليل اوراق بهادار به صورت جداگانه است كه به آن تجزيه و تحليل اوراق بهادار گفته ميشود. تجزيه و تحليل گران حرفهاي اوراق بهادار معمولاً توسط مؤسسات سرمايهگذاري به كار گرفته ميشوند. ارزشيابي اوراق بهادار كار وقت گير و دشواري است. براي اين كار ابتدا بايد ويژگيهاي اوراق بهادار مختلف و عوامل تأثيرگذار به آنها را شناسايي كرد.
در مرحله بعد به منظور برآورد و تخمين قيمت يا ارزش اين اوراق بهادار بايد يك مدل ارزشيابي را به كار گرفت. ارزش اوراق بهادار تابعي است از بازدههاي مورد انتظار آتي اوراق بهادار و ريسك آن. هر يك از اين دو پارامتر (بازده مورد انتظار و ريسك) بايد برآورده شده و سپس با هم در مدل آورده شود.
فرآيند ارزشيابي اوراق قرضه معمولاً آسانتر است براي اينكه بازده آن مشخص است و ريسك آن را ميتوان از طريق دادهها و اطلاعات موجود برآورده كرد. با اين حال، اين به آن معنا نيست كه تمامي مسائل مربوط به تجزيه و تحليل اوراق قرضه به آساني قابل حل است. نرخ بهره اولين عاملي است كه بر قيمت اوراق قرضه تأثير ميگذارد با اين حال كسي نميتواند به طور ثابت تغييرات اين نرخ را پيشبيني كند. فرآيند ارزشيابي سهام عادي پيچيدهتر از اوراق قرضه است، براي اينكه در اين حالت سرمايهگذار با كل اقتصاد، صنعت مربوطه و شركت خاصي سروكار دارد. در فرآيند ارزشيابي سهام عادي هم بازده مورد انتظار و هم ريسك آن بايد برآورد شود.
مديريت پرتفليو
دومين جزء مهم فرآيند تصميمگيري مديريت پرتفليو است. بعد از اينكه اوراق بهادار مورد ارزشيابي قرار گرفتند بايستي يك پرتفليو (مجموعه سرمايهگذاري) انتخاب شود. مفاهيم مربوطه به چرايي و چگونگي ايجاد پرتفليو شناخته شده است. بسياري از كارهايي كه در اين زمينه صورت ميگيرد در اشكال رياضي و آمار هستند. رياضيات و آمار نقش مهمي در مطالعات سرمايهگذاري ايفا ميكنند.
يك سرمايهگذار موفق و هوشيار هميشه به دنبال اصلاح پرتفليوي خود است. اين كار باعث مطرح شدن سؤالات مهمي ميشود. اگر سرمايهگذار يك استراتژي فعالانهاي را در پيش بگيرد. در آن زمان بحث كارآيي بازار مطرح ميشود. اگر قيمتها، به سرعت و به طور كامل منعكس كننده اطلاعات باشد، در آن حالت سرمايهگذاران بايد در خصوص نحوه تأثير آن بر تصميمات خريد و فروش آنان بررسيهاي لازم را انجام دهند. حتي اگر سرمايهگذاران يك استراتژي منفعلانهاي را در پيش بگيرند بازهم بايد درخصوص سؤالاتي از قبيل مالياتها ، هزينههاي انتقال، نگهداري سطح مطلوب ريسك و ساير موارد، بررسيهاي لازم را انجام دهند.
سرانجام اينكه، همه سرمايهگذاران تمايل دارند بدانند چگونه پرتفليو خود را به نحو احسن مديريت كنند.
ادامه این مقاله در نوشته بعدی خواهد بود...
به نقل از وب سایت سازمان امور اقتصادی و دارایی اصفهان