جزیه :
منبع دیگر مالیاتی در صدر اسلام جزیه بود که از غیر مسلمانانی که در زیر لوای اسلام زندگی می کردند ولی مایل نبودند که مسلمان شوند، در مقابل ارائه خدمات اقتصادی، اجتماعی و رفاهی و نیز تأمین امنیت جانی و مالی برای ایشان از آنان اخذ می شد این مالیات شباهت زیادی به زکات فطره داشت که هر مسلمانی سالانه می پرداخت.
اولین گروهی که پذیرفتند به پیامبر اسلام جزیه بپردازند مسیحیان نجران بودند سپس حضرت از اهالی بحرین که زرتشتی بودند جزیه قبول فرمود. مبلغ جزیه در زمان پیامبر یک دینار بود که سالانه از مردان گرفته می شد به گزارش واقدی پیامبر برای اهل ایله که سیصد مرد داشت سیصد دینار سالانه جزیه تعیین می کردند.
خمس :
جزیه تنها مالیات سرانه در صدر اسلام نبود، مالیات مشابه آن زکات فطره است که از مسلمانان اخذ می شد فقرا، سالمندان، زنان و کودکان از پرداخت جزیه معاف بودند در حالی که زکات فطره همسر و کودکان نابالغ، بر پدر یا ولی هر خانواده واجب است. علاوه بر این کسانی که مسلمان نبودند هیچ گونه مالیات دیگری نمی پرداختند جز آن دسته از ایشان که در زمینهای خراج به کشاورزی اشتغال داشتند و مانند مسلمانان خراج می پرداختند. جزیه پردازان برخلاف مسلمانان در هیچ جنگی موظف نبودند شرکت کنند.
سایر درآمدها:
غنایم (نحوه تقسیم غنایم برخی از غزوات رسول گرامی اسلام)
1ـ غزوه بنی قینقاع:
آنها افراد صنعتگری بودند و برای همین وسایل صنعتی و سلاح های زیادی در اختیار داشتند در عوض مزارع و زمینهای زیادی نداشتند و تمام این دارایی ها در اختیار رسول الله قرار گرفت .
محمد بن مسلمه دارائیشان را مصادره کرد و رسول الله خمس آن را دریافت کرد (و این اولین تخمیس غنایم پس از نزول آیه خمس بود) و بقیه را در میان اصحابش تقسیم کرد و یکی از زره های آنها را به محمد ابن مسلمه داد و به سعدبن عباده زرهی به نام السّحل داد ... و خود آن حضرت چند نوع اسلحه از غنایم برداشت کمانی که کتوم نامیده می شد و در اُحد شکست و کمانی که رَوحاء نامیده می شد و کمان دیگری که بیضاء نامیده می شد و دو زره برداشت که یکی صَغدیه دیگری فضه نامیده میشد و سه شمشیر و سه نیزه برداشت
2ـ غزوه سویق :
دستاورد این جنگ و گریز مقداری سویق بود که متجاوزان به عنوان ره توشه همراه داشتند و در بازگشت مقداری از آن را بر جای گذاشتند به همین دلیل این پیکار به نام غزوه سویق در تاریخ اسلام ثبت شد و غنایم بدست آمده که مقداری سویق بود بین مسلمانان توسط پیامبر اسلام تقسیم شد.
3ـ غزوه قراره الکدر :
گفته شده است که پس از تخمیس به هر یک از مسلمانان 7 شتر رسید در روایت دیگری آمده است که به هر یک دو اشتر سهم دادند و شمار اشتران 500 رأس بوده است سیار را نیز دیدند که در حال نماز است که به او نیز سهمی از آن غنیمت رسید.
4ـ غزوه مریسیع (بنی المصطلق) :
در جای جای تاریخ جنگ های پیامبر از جمله پیکار مریسیع سخن از تفاوت رزمنده های سواره با رزمنده های پیاده در سهم بردن از غنیمت است چنانچه سهم سواره، دو برابر پیاده بوده است . در این پیکار 2000 شتر و 500 گوسفند به غنیمت گرفته شد و شمار اسیران 200 خانواده بود که نیمی از آنها هم قبیله جریریه بودند و در این غزوه نیز سواره ها دو برابر پیاده ها از غنائم سهم بردند.
رسول الله غنائم بدر را تخمسی نکرد، بلکه همه آن را بین اصحابش تقسیم نمود.
شیخ طوسی در التبیان می نویسد: گروهی گفتند: همانا نبی اکرم افرادی را برای جنگ و درگیری به پیش فرستاد که در نتیجه عده ای بسیار کوشیدند و برخی در کنار پیامبر اکرم باقی ماندند و پس از آنکه جنگ به پایان رسید با هم اختلاف پیدا کردند؛ دسته ای می گفتند: این غنائم مال ماست زیرا ما جنگیده ایم و اینها را برداشته ایم و دسته ای دیگر می گفتند : ما از پشت سر شما را پشتیبانی و تدارک می کردیم. عده ای دیگر می گفتند: ما از نبی اکرم محافظت می کرده ایم و اگر می خواستیم، می توانستیم بیاییم و غنائم جمع آوری نماییم. برای همین خداوند آیه 8 سوره انفال را نازل کرد و به آنها فهماند که آنچه رسول الله اجرا می کند، حتمی و درست است.
از قناده نقل می کند: نبی اکرم به فرد مؤمنی که یکی از کفار را به قتل رسانده بود، اسباب و اثاثیه اش را به غنیمت می داد.
طبرسی در مجمع البیان قول ابن عباس را نقل کرده و اضافه می کند : نبی اکرم در روز بدر گفت : هرکسی که فلانی را بیاورد، به او فلان چیز می دهیم و هرکسی که فلان اسیر را بیاورد، به او فلان چیز می دهیم؛ بنابراین جوانان به سرعت پیش رفتند و بزرگسالان در زیر پرچم جا ماندند و هنگامی که جنگ به پایان رسید، جوانان از نبی اکرم خواستند که غنائمی را که برایشان تعیین کرده بود، به آنها بدهد؛ اما بزرگسالان گفتند : ما پناهگاه شما بودیم و اگر شکست می خوردید به ما پناه می آوردید. در این بین میان ابوالیسَر کعب بن عمرو الانصاری و سعد بن مُعاذ سخنانی رد و بدل شد؛ برای همین خداوند غنائم را از دست همه گرفت و اختیارش را با رسول الله واگذار کرد تا هر کاری که می خواهد بکند و آن حضرت به طور مساوی میان آنها تقسیم کرد.
سیوطی در الدرالمنثور مطلبی را نقل کرده است. او از عباده بن صامت نقل می کند که گفت : همراه رسول الله به سوی بدر حرکت کردم و در جنگ بدر شرکت نمودم و پس از درگیری، خداوند دشمنان ما را نابود کرد و آنها فرار کردند، لذا گروهی به تعقیب آنها پرداختند و گروهی به حفاظت از رسول الله اقدام کردند و دسته ای به جمع آوری غنائم وشغول شدند. پس از آنکه کارها به اتمام رسید و شب فرا رسید، کسانی که غنائم را جمع کرده بودند به دیگران گفتند : ما این غنائم را جمع آوری کرده ایم و دیگران سهمی ندارند؛ گروهی که به تعقیب دشمن پرداخته بودند، گفتند : شما مستحق تر از ما نیستید زیرا ما دشمنان را پراکنده و تارومار کردیم تا شما توانستید غنائم را به دست آورید و کسانی که به محافظت از رسول الله پرداخته بودند؛ گفتند : از ما مستحق تر نیستید زیرا از ترس دشمنان به محافظت از رسول الله پرداختیم. به این ترتیب از سوی خداوند نازل شد : «یسالونک عن الانفاق قل الانفاق لله و الرسول فاتقواالله وأصلحو ذات بینکم» درباره انفال (غنائم) از تو می پرسند، بگو : «انفال از آنِ خدا و پیامبر است از خدا بترسید و میانه خود را اصلاح کنید». و پس از آن رسول الله تمام غنائم را میان مسلمانان تقسیم کرد.
ابن اسحاق می نویسد : رسول الله دستور داد که آنچه از مشرکان باقی مانده جمع آوری شود و همچنین فرمان داد آنچه از غنائم که در دست مسلمانان می باشد، باز گردانده شود و آنگاه به سوی مدینه باز گشت، در حالی که غنائم را هم با خود می بردند و عبدالله بن کعب بن عوف مازنی ازبنی نجار را مسئول حفظ غنائم کرد آنها از تنگه صفرا عبور کردند و بر تپه ای شنی که بین تنگه و دشت قرار داشت وسیر نامیده می شد فرود آمدند و در آنجا رسول الله غنائم را به طور مساوی در میان اصحابش تقسیم کرد.
واقدی با سند از سهل بن ابی حثمه انصاری نقل می کند که گفت : غنائم جمع آوری شد و رسول الله عبدالله بن کعب بن عمرو مازنی و به قولی جناب بن أرت را مسئول آن کرد و آن گاه آن را در سَیر که دره ای در کنار تنگه صفراء است تقسیم کرد (مغازی واقدی، ج1، ص100و114)
در روایت دیگری از او آمده است : رسول الله دستور داد که آنچه غنیمت و اسیری را که مسلمانان برداشته اند برگردانند، سپس غنائمی را که افراد در مبارزه به دست آورده بودند به آنها داد و آنچه که در لشکر قریش به غنیمت گرفته شده بود با توجه به لیاقت و موقعیت افراد بین آنها تقسیم کرد و برای اسیران در میان افراد قرعه زد و در هر حال، ابتدا همه غنائم را جمع آوری و سپس آنها را تقسیم نمود.
مصارف بیت المال
تبلیغ و ترویج اسلام
در طول حکومت خویش، رسول خدا(ص) مبلغان بسیاری به بلاد مختلف گسیل داشتند تا زمامداران و ساکنان آن کشورها را به اسلام دعوت کنند. مأموران نام برده به خراج خود به مأموریت می رفتند و گاه به نفقه بیت المال. در اواخر سالهای هجرت که امانات بیت المال گشایش پیدا کرده بود و مأموریت هایی نیز برای مقاصد دور دست صادر می شد مخارج و تدارکات سفر و حقوق و مزایا از محل بیت المال پرداخته می شد. بنابراین یکی از مصارف وجوه بیت المال امور ارشادی و تبلیغی بود.
اقدامات فرهنگی
پیامبر اکرم برای آموزش و تعلیم مسلمانان اهمیت بسیار قائل بودند و از هرگونه امکانی برای با سواد کردن ایشان استفاده می کردند، برای مثال پس از جنگ بدر به 10 اسیر با سواد در همین جنگ فرمودند که اگر هر یک ده نفر از جوانان انصار را با سواد کند آزاد خواهد شد.
نهضت سواد آموزی در مدینه بقدری گسترش یافت که محلی به نام «دارالقراء» را بدین امر اختصاص دادند. علاوه بر گسیل گروههای تبلیغ و استخدام قضاوت و معلمان پیامبر اکرم به ساختن مسجد نیز اهتمام می ورزیدند و از آن به عنوان مرکزی برای اقامه نماز، تجمع و تصمیم گیری مسلمانان و همچنین تقسیم وجوه بیت المال استفاده می فرمودند. حضرت گاهی از مسجد برای اسکان صحابه نیز استفاده می کردند که منابع مالی ساختن مسجد و آموزش مسلمانان از امکانات خود آنان تأمین می شد.
پیشبرد علوم و فنون
در طول حکومت حضرت رسول اکرم مقدم دانشمندان، پزشکان و ادیبان گرامی شمرده می شد و برای نشر علم و دانش از وجود ایشان استفاده می بردند. شواهد تاریخی نشان از اهتمام حضرت رسول به علم طب و بهداشت و فراهم کردن امکانات استفاده مسلمانان و نیز یادگیری ایشان است.
صنعت دیگری که در زمان حکومت رسول خدا اهمیت بسیار داشت اسلحه سازی بود که یکی از یاران پیامبر به ایران آمد و با شیوه های اسلحه سازی آشنا شد. توجهات پیامبر عظیم الشأن فقط منحصر به آشنا کردن مسلمانان با موارد یاد شده نبود بلکه اهتمام آن حضرت به فراگیری همه حرفه ها و پیشه ها بود که در سایه این توجهات صنایع بافندگی، ساختمان سازی، چاه کنی و استفاده از آبهای زیر زمینی در دوره زمامداری آن حضرت رونق گرفت.
سرمایه گذاری های زیر بنایی
همراه با تشویق فعالیتهای خصوصی رسول خدا به سرمایه گذاریهای زیر بنایی نیز اهتمام می داشتند و ضمن اجرای برنامه اقطاع الدّرر ـ تقسیم زمین برای خانه سازی ـ محلی را برای ساختن حمام و نیز بازار در محل مدینه انتخاب فرمودند.
ایجاد امنیت و استحکامات دفاعی
پیامبر اسلام در طول حکومت یازده ساله خویش در مدینه درگیر جنگهای بسیاری شدند. کثرت این جنگها و مشکلات تأمین سلاح و آذوقه هزینه های گزافی برای مسلمانان پدید می آورد که تأمین این مخارج به ویژه در سالهای اول هجرت که مسلمانان در فشار مضیقه بودند بسیار سخت و دشوار بود.
از آنجا که جهاد یکی از وظایف دینی مسلمانان است در تمامی غزوات و سریه ها مسلمانان داوطلبانه شرکت می کردند و معمولاً خود سلاح و مرکب خویش را تهیه می کردند؛ یکی از منابع مهم تأمین اسلحه برای مسلمانان سلاحهایی بود که در جنگها به غنیمت می گرفتند پس از جنگ بدر آیه خمس نازل شد از آن به بعد پیامبر اسلام خمس هر جنگ را کنار می گذاشت و از طریق تقسیم آن میان مسلمانان و یا فروش بخشی از آن و خرید سلاح مورد نیاز آمادگی و تدارک برای نبردهای آینده را می بخشید.
شیوه دیگری که پیامبر گرامی برای تأمین هزینه های جنگی به کار می برد استمداد از خود مردم بود برای تأمین جنگ تبوک توانگران کمک مالی می کردند.
تأمین رفاه اجتماعی
پیامبر اسلام بخشی از درآمد بیت المال را به رفع نیازهای افراد کم درآمد اختصاص می دادند. رسول اکرم روزانه درآمدهای بیت المال را برحسب مصارف آن تقسیم می کردند.
بررسی مصارف بیت المال نشان می دهد که بخش عمومی نقش فعالی در اقتصاد صدر اسلام داشته است که عوارض جنبی مثبت نیز داشته است و یا به نحوی عام المنفعه بودند. عدم واگذاری این فعالیتها به بخش خصوصی موجب عدم کاهش عرضه آنها به مقدار متعادل و مورد نیاز جامعه و در نتیجه سبب تضمین رفاه برای مسلمانان می شد بر عکس آن دسته از فعالیت های خصوصی که برای سایر تولید کنندگان یا مصرف کنندگان عوارض مثبت و منفی دربر نداشت و میزان عرضه و تقاضای آنها در بازار مسلمانان به ظاهر می شد، به بخش خصوصی واگذار می شد تا براساس اطلاعات موجود در بازار مسلمانان به انجام رسد؛ بنابراین حوزه فعالیتهای بخش عمومی در اقتصاد صدر اسلام به نظارت و وضع و اجرای ضوابط و مقررات محدود نمی شد بلکه انجام بخش عمده فعالیتهای عام المنفعه نیز برعهده این بخش بود.