در فرآیندهای تامین مالی نکته مورد توجه زمانی است که یک کارآفرین برای ایجاد طرحی جدید که پیشبینی نتایج حاصل از اجرای آن در آینده مشکل است نیاز به تامین منابع مالی دارد.
در چنین شرایطی نیاز به حمایت کسانی است که توانایی و تمایل به حمایت از کارآفرین را داشته باشند(Venture Capitalist). این نحوه تامین مالی در دهههای اخیر به شکلی نظاممند صورتگرفته است و افراد فعال در آن تحت عنوان فعالان صنعت سرمایهگذاری پرمخاطره (Venture Capital Industry) اقدام به سرمایهگذاری روی پروژههای پرریسک كردهاند.
از آن جایی که هدف اصلی بانک همچون سایر نهادهای تجاری انتفاعی حداکثر كردن ثروت سهامداران خود از طریق تقابل مناسب بین دارندگان مازاد منابع مالی و سرمایهپذیران است، بنابراین لازم است که پتانسیل سودآوری بالای سرمایهگذاری پرمخاطره را در راستای هدف ياد شده مورد توجه جدی قرار دهند.
البته با توجه به ساختار و ماهیت فعالیت بانکها بسیاری معتقدند که به علت وجود محدودیتهای قانونی و توان ریسکپذیری پايین، این نهادها نمیتوانند در مراحل اولیه فعالیت شرکتها و زمانی که پیشبینی وضعیت آینده شرکت مشکل است سرمایهگذاری کنند در نتیجه مجبور هستند از فرصت سودآوری بالای این سرمایهگذاریها نیز چشمپوشی كنند. (Greenbaum&Thakor,1995)
اما نکته اینجاست که به علت وجود موقعیتهای مناسب و توانایی مالی بانکها، در صورتی که رابطه بین بانک و سرمایهگذاری پرمخاطره به صورت صحیح شناخته شود بستر مناسبی برای توسعه فعالیت بانکها در صنعت سرمایهگذاری پرمخاطره فراهم خواهد شد. بانكها به دلیل داشتن شعب زياد و پراكنده بودن فعاليت، داراي فرصتهاي سرمايهگذاري مناسبتري نسبت به سرمايهگذاران خطرپذير هستند. اين گستردگي فعاليت ميتواند منجر به فراهم شدن بستري مناسب براي كمك به كارآفرينان جهت دستيابي آسانتر به سرمايهگذار شود. بنابراین بانکها میتوانند با هزينهاي به مراتب كمتر از سرمايهگذاران خطرپذير به دنبال كسب بازدهيهاي مورد انتظار بالا در این صنعت سرمايهگذاري كنند. همچنین تحقیقات نشان میدهد مشارکت در زمینه سرمایهگذاری پرمخاطره به منظور کاملتر كردن پرتفوی سرمایهگذاری، از جایگاه ویژهای نزد بانکها در دنیا برخوردار است.
تا مدتها برخی معتقد بودهاند كه بانكها تمايل به سرمايهگذاري بر روي شركتهايي را دارند كه پيشبيني ميشود در آيندهاي نزديك تحت عنوان عرضه عمومی اولیه(IPO) به عموم عرضه شوند و با فروش سهام خود، بانك نيز به نوعي سرمايه خود را خارج كرده، به دنبال سرمايهگذاري ديگري از امتيازات نقدشوندگي اينگونه سرمايهگذاريها استفاده كند. جالب توجه اينكه مطالعات انجامگرفته مفروضات فوق را تاييد نميكند. نتايج حاصل نشان ميدهد سرمايهگذاري بانكها در شركتهايي كه سعي در تامين مالي از طريق عرضه سهام در آينده دارند به مراتب كمتر از سرمايهگذاري در شركتهايي است كه در آينده به دنبال دريافت وامهاي سنگين براي رسيدن به اهداف توسعهاي خود هستند (Wilson,2005). بدینترتیب هدف اصلي فعاليتهاي ريسكي بانكها را ميتوان جذب متقاضيان دريافت وام در آينده دانست. تحقيقات نشان ميدهد كه بانكها به علت نوع فعاليت خود تمايل چنداني به تغيير موضع سرمايهگذاري و بالا بردن توان نقدشوندگي آن ندارند و ترجيح ميدهند به جاي بالا بردن هزينههاي تحليل مجدد سرمايهگذاري و همچنين افزودن ريسك سرمايهگذاري مجدد خود از منافع كمريسكتر سرمايهگذاريهاي گذشته كه همانا پرداخت وام و دريافت منافع ثابت است استفاده كنند (Rosenbaum&Rubin,1983). مطالعه بر روي شركتهاي پرمخاطره نشان ميدهد تمايل شركتها پس از آغاز فعاليت و گذشتن از مراحل ريسكي جهت وامگيري بيش از همه به سمت بانكهايي است كه به عنوان سرمايهگذار خطرپذير در آنها سرمايهگذاري كردهاند. اين نتيجه از تحقيقات تاييدكننده پيشبينيهاي بانكها و علت تمايل آنها به سرمايهگذاري پرمخاطره در مواردي است كه با بررسي و تحليل خود، شركت را داراي پتانسيل رشد و محتاج به تامين مالي از طريق وام در آينده ميبينند(Heckman&Robb,1986). ناگفته نماند اين امر يك ارتباط دو طرفه بين بانك و شركت را طلب ميكند و منافع اين مشاركت براي شركت نيز حائز اهميت است؛ چرا كه توان وامگيري با بهره مناسب براي شركت نيز از اين طريق بالا میرود (Heckman,Ichimura&Todd,1997,98).
یکی از مهمترین وجوه تمایز بین سرمایهگذاریهای پرمخاطره و سرمایهگذاری توسط بانکها نوع داراییهای اولیه جهت توجیه سرمایهگذاری است. سرمایهگذاران خطرپذیر کسانی هستند که عموما بر روی داراییهای ذهنی و نامشهود که ناشی از توان و خلاقیت کارآفرینان است سرمایهگذاری ميكنند. بنابراین در اینگونه سرمایهگذاریها وثیقه قابل اتکایی برای کاهش ریسک سرمایهگذار وجود نخواهد داشت و سرمایهگذار تنها به دنبال کسب بازدهی بالا اقدام به این سرمایهگذاری ميكند.
بانکها برای توجیه سرمایهگذاری خود علاوه بر پیشبینی سودآوری آتی آن، برای وجود وثیقه تضمینکننده بازگشت سرمایهگذاری نیز اهمیت ویژهای قائل هستند. البته بانکها برای اینکه وثیقه مورد نیاز خود را بتوانند کاهش دهند در مواردی ممکن است با درخواست بازدهی بیشتر از نتیجه سودآوری پروژه، سعی در جبران ریسک متحمل شده خود كنند.
یکی از علل مهمی که بانکهای تجاری تمایل کمتری به حضور در سرمایهگذاریهای پرمخاطره دارند ناتوانی تخصصی در ارزیابی و پیشبینی ویژگیهای پروژه و سودآوری آتی آن است. سرمایهگذاران خطرپذیر معمولا هزینه قابلتوجهی برای تحلیل و ارزیابی پروژههای نامطمئن صرف كرده، سعی در فعالیت در زمینههای تخصصی مرتبط با توان ارزیابی خود ميكنند. راهکار موجود ایجاد بانکهای تخصصی در کنار بانکهای تجاری است که علاوه بر فعالیت در حیطه خدمات بانکی تجاری، با پشتوانه حضور افراد متخصص در زمینههای مختلف، سعی در تحلیل، ارزیابی و نظارت پروژههای سرمایهگذاری كرده، در نهایت با حمایت از برخی سرمایهگذاریهای پرمخاطره مورد بررسی، به دنبال کسب بازدهی مورد انتظار مناسب از اینگونه سرمایهگذاریها هستند. بدین ترتیب وجود یک عامل نظارتی باعث میشود پروژهها هدفمندتر اداره شوند و امکان بهرهبرداری در کوتاهترین زمان و با کمترین پرداخت هزینه صورت گیرد.
نکته قابلتوجه دیگر در چارچوب توان تخصصی سرمایهگذاران خطرپذیر در پروژههایی با آینده نامشخص، آن است که فرصت سوءاستفاده از طرف برخی کارآفرینان برای کنار زدن شریک سرمایهگذار خود فراهم است. سرمایهگذاران خطرپذیر و بانکهای تخصصی با استفاده از ابزارهای کنترلی مناسب و اقدامات پیشگیرانه حتیالامکان سعی در ایجاد موانعی برای این اقدام کارآفرینان خواهند كرد.
با توجه به توصیفاتی که از نوع فعالیت بانکهای تجاری و سرمایهگذاران خطرپذیر صورتگرفت قابل پیشبینی است که بانکهای تجاری معمولا تمایل به سرمایهگذاری در شرکتهای بزرگ و معتبر داشتهباشند. بانکهای تجاری با کسب بازدهی کمتر ترجیح میدهند از تحمل ریسک بالا خودداری كنند. در مقابل، سرمایهگذاران خطرپذیر به دنبال حداکثرسازی سود سعی در افزایش توان تحلیلگری و ارزیابی طرحهای پربازده را دارند و اولویت آنان با انتخاب طرحهایی است که پس از طی دوره زمانی مشخص و دستیابی به سود مورد انتظار توان خروج از سرمایهگذاری وجود داشته باشد. ولی بانکهای تجاری نیز باید با توجه به وجود پتانسیلهای ياد شده و با استفاده از راهکارهای مناسب، فرصتهای موجود در صنعت سرمایهگذاری پرمخاطره را از دست ندهند و با رعایت حدود ریسکپذیری موضوع فعالیت خود، به دنبال کسب منافع متناسب از این صنعت فعالیت كنند.
به نقل از روزنامه دنیای اقتصاد ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ به قلم بهنام چاوشی