|
بالاخره بهانه ای برای نوشتن در وبلاگ یافتم آن هم چه بهانه ای! برخلاف تمام نوشته های قبلی که در مورد اقتصاد و مال دنیا و... بود این بار زلزله هسته اصلی نوشته را تشکیل می دهد. امروز تبریز لرزید، زمانی که زلزله اتفاق افتاد تازه شروع به کار کرده بودیم، سیستم معاملات حدود 20 دقیقه بود که راه اندازی شده بود و کارگزاران با سرعت مشغول وارد کردن سفارشات به سیستم معاملات بودند، من نیز حسب وظیفه کاری خود مشغول گشت و گذار در سیستم معاملات بودم. در همین بین برای مدتی ایستاده بودم که اولین لرزه های زلزله آغاز شد. کارگزارن ایستاده در حالی که گوشی های تلفن خود را همچنان در بغل گوش خود نگه داشته بودند بر سر جای خود میخکوب شده بودند و به بالای سر خود نگاه می کردند (جمله "زلزله دی هاااا" به گوش می رسید) زرنگترین آنان بعدا تعریف می کرد که به زیر میز پناه برده و... و اما من ... شاید خنده دار باشد ولی من در این فکر بودم که آیا تابلوی بزرگ قیمت بورس که درست بالای سر میز نظارت بر تالار قرار دارد (میز کاری بنده) می تواند به عنوان محافظ برای من باشد و یا اینکه مانند دستگاه پرس من را به فسیل تبدیل خواهد کرد؟ صدای شیشه های تالار شیشه ای بورس تبریز همه جا را گرفته بود.... . در نهایت زلزله تمام شد و افراد مبهوت در مرکز بازار سرمایه تبریز همچنان گوشی به دست بودند. برخی هنوز باور نکرده بودند که زلزله اتفاق افتاده مثل همه اتفاقاتی از این دست شایعات شروع شد: آسانسور افتاد! ولی آسانسور چنان قدرتی ندارد که بتواند ساختمام پست مرکزی تبریز را که تماما از بتن ساخته شده و شاید یکی از مستحکم ترین ساختمانهای تبریز است بلرزاند. همه تلفن های خود را خاموش کردند و بلافاصله دوباره شروع به شماره گیری کردند ولی این بار نه شماره مشتریان که شماره منزل خود را گرفتند موبایل با پیام Network busy من را مجبور کرد با تلفن ثابت به خانه زنگ بزنم آنها نیز زلزله را با تمام وجود احساس کرده بودند گشتی در تالار زدم، رنگ و روی همه پریده بود و حال یکی از همکاران خانم بسیار بد بود و شوکه شده بود. دوباره به سالن برگشتم بعد از کمی گشت و گذار در حالی که سعی کردم با خونسردی به همکاران دلداری بدهم سر جای خود نشستم بعد یاد نماز آیات افتادم و به لطف خدا سریع به نماز خانه رفتم و نماز دو رکعتی آیات را خواندم. خلاصه کلام : قدرت خدا در چند ثانیه تمام جمعیت چندمیلیونی تبریز را مبهوت کرد خدا آخر و عاقبت ما را به خیر کند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 12:40 توسط محمد امین عابدینی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو برنامه های آموزشی نبض بازار تبریز |
| درباره وبلاگ |
Tabriz, the capital city of Iranian province of East Azerbaijan The city is located on the intercontinental highway in vicinity to the Republics of Azerbaijan, Turkey and Armenia. Tabriz for a long time lay on a major trade route between the West and Asia and for many centuries it was a flourishing center of commercial trade. Outside Tabriz, there is a lot of attractive countryside with hills, valleys and mountains that can be reached quickly and easily. These hills are summer and winter resorts |
| آرشیو موضوعی |
|
اوراق قرضه (Bonds) اقتصاد سنجی وامها جزوات آموزشی بورس تاریخچه بورس اوراق بهادار |
| پیوندها |
|
علي بشارت پژوهش گوگل بانک جهانی بانک های مرکزی دنیا محمد خانزاده درباره تبریز یادداشت های یک سهامدار جزء کاریز اقتصاد برای ایرانیان لوتا (لیست وبلاگ نویسان ترک ایران) مهندسی علوم خاک |
| بورس اوراق بهادار |
| بورس کالای ايران |
| بانک اطلاعات اقتصادی ايران |
| بورسهای جهانی |
|
|
|
RSS
|