تبليغاتX
اقتصاد در تبریز

در حالت کلی انسان کم کاری نیستم، ولی جزء افراد پرکار هم محسوب نمی شوم. یکی از دل مشغولی های من همین وبلاگ اقتصاد در تبریز است که پیش رو دارید؛ داستان شروع وبلاگ به زمانی برمی گردد که سال آخر دانشگاه بودم و شایع شد شرکت accer به هر کسی که بتوانند افراد دیگر (فکر کنم 25 نفر) را عضو سایت accer کند لپ تاب رایگان می فرستد! البته تبلیغ هایی از این دست را قبول نداشته و ندارم اما در آن زمان برای اینکه هم وبلاگ و بلاگ نویسی را امتحان کرده باشم و هم اینکه آن به اصطلاح لب تاپ رایگان را ببرم وبلاگ اقتصاد در تبریز را راه انداختم (به همین سادگی!!!). هرچند هنگامی که مشغول انتخاب نام برای وبلاگ بودم تقریبا می دانستم که بعدا می خواهم چه استفاده ای از این وبلاگ ببرم و به دنبال چه هستم. ناگفته نماند که بیشتر از آنکه علاقمند به داشتن وبلاگ باشم درخیال داشتن وب سایت بودم (وهنوز هستم) چنانچه قبل از داشتن این وبلاگ، در مجموعه GeoCities شرکت یاهو ـ که اکنون بسته شده ـ وب سایت داشتم و البته آنجا هم به بورس و اوراق بهادار پرداخته بودم (حدودا سال 1383).

خلاصه اینکه وبلاگ اقتصاد در تبریز (www.tabriz1384.blogfa.com) در سال 1384 متولد شد و اکنون نزدیک به 4.5 سال از عمر آن می گذرد و البته دارای شناسنامه هم هست! ( نام شناسنامه ای آن را www.abedini.info گذاشته ام).  اما مدتی است احساس می شود تعداد و تناوب نوشته ها در وبلاگ کم شده و گاه دوستان می پرسند "چرا نمی نویسی؟" این ایراد را تا حدی قبول دارم . اما مطمئنم به محض آنکه سروسامان مناسبی به کارها و افکارم بدهم وبلاگ را توسعه ای همه جانبه خواهم داد هرچند برخی از مراحل توسعه را نیز شروع کرده ام به عنوان مثال بخش اکونومیست وبلاگ را به صورت وبلاگ دیگر با آدرس (www.economist.abedini.info) از اواخر سال 2009 اضافه نموده ام (از لینکهای بالا سمت چپ وبلاگ ببینید) که هر هفته می توانید آخرین شماره مجله اکونومیست و فایل صوتی آن را بیاید (البته در صورتی که خود بتوانم آن را در اینترنت پیدا کنم قرار خواهم داد!) و نیز قسمت مجزایی برای برنامه های آموزشی (www.abedini.info/page/education.aspx) و نرم افزار eviews (www.abedini.info/page/education.aspx) ترتیب داده شده که همه در مراحل ابتدایی آنچه در نظر دارم هستند. درحال حاضر نه توانایی لازم از لحاظ وقت و زمان و نه بضاعت لازم از لحاظ دانش و مالی برای توسعه بیشتر وبلاگ را ندارم و احتمالا تا چند ماه آینده روند حرکتی وبلاگ به همین کندی خواهد بود (حداقل تا اوایل سال جدید اگر عمری باشد) لکن امیدوارم در سال 1389 با وبلاگ بهتر (والبته عابدینی ای بهتر!) ظاهر شوم ... به امید آن روز

نکته دوم : مدتی است برای ارائه گواهی حضور در دوره های آموزشی برخی از دانشجویان دانشگاه تبریز به دفتر من مراجعه می کنند با هربار آمد و رفت آنان یاد دانشگاه در ذهنم تداعی می شود و معترفم که به حال آنان نه غبطه که حسودی می کنم! آنقدر از آنها در مورد دانشگاه و اساتید و... سوال می کنم که گاه خود خجالت می کشم گاهاً تصمیم می گیرم به دانشگاه بروم و در راه روهای تاریک و تنگ دانشکده علوم انسانی قدم بزنم و بر روی سطل آشغال گوشه کناری راه پله (همانجایی که کوریدور کلاسها به نیم طبقه بالا و دفتر گروه می رسد) بنشیم!! (چه آرزویی دارم!). شدیداً آرزومندم دوباره به دانشگاه تبریز برگردم

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 17:23  توسط محمد امین عابدینی | 

اشاره:
ويژگي سازمانهاي امروزي پويايي و پيچيدگي ، ‌ابهام و سنت گريزي است و دائماً از محيط اطراف خود تاثير مي پذيرند ، و تغيير را به عنوان ضرورتي اجتناب ناپذير پذيرفته اند .  امروزه پيش بيني تغييرات دنیای کنونی غیرممکن است. با درك اين مهم كه تغيير جزء لاينفك و ذات سازمانهاي هزاره سوم شده است ، قدرت سازگاري و انطباق با تحولات اخير در عرصه هاي مختلف اقتصادي اجتماعي ،افزايش مي يابد.
 به منظور غلبه بر شرايط نامطمئن ، پيچيده و پويا تنها راهي كه پيش روي مديران قرار دارد ، توانمندسازي سازمان و كاركنان از طريق كسب دانش و مهارت های روز دنیا خواهد بود. از اين رو، داشتن نيروي انساني توانا و كارآمد كه بنياد ثروت ملي و دارائيهاي حياتي سازمان به حساب مي آيند، منافع بسيار زيادي براي سازمانها ، شركتها و بنگاه هاي اقتصادي به دنبال خواهد داشت  در واقع از آنجا که کارکنان ،گرانبهاترین سرمایه یک سازمان هستند.  تحو ل و پویایی هرسازمان ، به میزان توانمندی نیروی انسانی آن سازمان بستگی دارد. تواناسازي ، ظرفيتهاي بالقوه اي را براي بهره برداري از توانايي افرادی كه از آنها استفاده كامل نمي شود، در اختيار سازمانها مي‌گذارد. هرگاه سازمانها بخواهند در دنياي پيچيده و پوياي امروزي ادامه حيات دهند ، به اين نيروي بالقوه نيازمندند و بايستي آن را مورد استفاده قرار دهند. از اين رو، وجود تغييرات سريع ، پيشرفتهاي تكنولوژيك و رقابتهاي آشكار و پنهان در دنيا ، اهميت و ضرورت تواناسازي را بيش از پيش آشكار ساخته است .


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 11:15  توسط محمد امین عابدینی | 

من و شبکه استانی سهند... (چند فیلم  دیگه هم در ادامه مطلب هست!)
البته این جمعه (۹ بهمن) هم احتمالا باشیم، برنامه چرتکه (فکر کنم ساعت ۸:۲۰ عصر)


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 16:45  توسط محمد امین عابدینی | 

به هیچ عنوان باورم نمی شد که روزی برای تبریک و دیدن فرزند حمیدرضا به منزلش برم، این موضوع را حتی به خود آنها (حمیدرضا و همسرش) گفتم! اما به هرحال این اتفاق نیک و فرخنده هم افتاد و با شور و شوق فراوان به دیدن پسر وی که نامش را «اِلمان» گذاشته اند رفتم، بارها تبریک و چشمتان روشن گفتم و هزاران بار آرزو کردم که فرزندی سالم و صالح باشد. البته چون از فامیلهای همسر وی نیز آنجا بودند نتوانستم عکسی از «اِلمان» بگیرم و در وبلاگ قرار دهم .
حمیدرضا و همسرش از همکلاسی ها من در دانشگاه تبریز بودند و دوستی ما با حمیدرضا از اولین روز دانشگاه تاکنون به همان گرمی روز اول ادامه دارد ... دوباره آرزو می کنم او، همسرش و البته گل پسرش همواره موفق و سلامت باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 18:18  توسط محمد امین عابدینی | 
در ذیل چند کتاب الکترونیکی که توسط شرکت بورس اوراق بهادار منتشر شده را جهت دانلود قرار داده ام برای دریافت هر کدام بر روی تصویر آن کلیک نمائید.

بازارهای اوراق قرضه شرکتی درحال توسعه در آسیا    توقف معاملات و بستن بازار   

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 14:17  توسط محمد امین عابدینی | 

در چهار سال گذشته که مسئولیت برگزاری دوره های آموزشی تالار بورس تبریز را بر عهده داشتم گاه با سوالات چالش برانگیزی روبرو بوده ام که پاسخگویی به آنها نیازمند وارد شدن به حیطه هایی غیر از مبحث اصلی بوده، انسانها با سوالات و پیش فرض های گوناگونی از جمله پیش فرض های منفی گرایانه در دوره حاضر می شوند، عده ای بورس را نوعی قمارخانه شرعی می دانند، گروهی بر این باورند که کارگزاران، مدیران بورس و حتی سهامداران افراد کلاه برداری هستند که برای به یغما بردن پس انداز اندک آنها دامی به اسم بورس را گسترده اند و نظرات منفی دیگر که در این نوشته نمی گنجند.
نگرانی از وجود چنین دیدگاه هایی منفی زمانی بیشتر می شود که به یاد آوریم بیش از 40سال از تاسیس بورس و اوراق بهادار در ایران می گذرد ولی همچنان سوالاتی از این دست بی جواب مانده اند.
اما دلیل وجود چنین دیدگاه هایی چیست؟
"این افراد با بورس آشنا نیستند" پاسخی که در حقیقت راه فراری است از واقعیتهای موجود؛ مطمئناً ساده لوحی است که دلیل این نگرش های منفی را صرفاً ناشی از بی اطلاعی و عدم آشنایی افراد با مقوله سرمایه گذاری در بورس بدانیم
شاید یکی از دلایل این نگرش را در عدم توجه به قوانین موجود یا ضعف قوانین بازدارنده و کنترل کننده در بورس بیابیم، بورس از تفسیر به رای، همانگونه که در بسیاری از امورات ما وجود دارد، مستثنی نیست، قوانینی مانند دستورالعمل معاملات در بورس، دستورالعمل رفع گره معاملاتی، باز و بسته شدن نمادها، وظایف در برابر کارگزاران و برخی قوانین مهم دیگر که شالوده نظم در بازار را تشکیل می دهند با نظرات شخصی تداخل پیدا می کنند، این در حالی است که مقام ناظر بر بازار سرمایه، که طبق قانون بازار اوراق بهادار وظیفه نظارت بر اجرای قوانین را برعهده دارد، خود در رعایت قوانین اهتمام لازم را ندارد و حتی مفاد قانون بازار اوراق بهادار را به نحو صحیح اجرا نمی کند، گاه نه در مقام ناظر که در مقام حاکم بر بازار وارد عمل می شود، گاه خود را کنار می کشد و بر بی نظمی ها چشم می بندد و گاه چنان خود را در امورات اجرایی وارد می کند که وارد حوزه فعالیت شرکت بورس و کارگزاران نیز می شود. در این بین شرکت بورس نیز بیشتر شبیه به شرکت پیمانکاری رفتار می کند تا شرکتی با قدرت اجرایی؛ در عمل شرکت بورس بیشتر به دنبال اجاره دادن ساختمانهای اجاره ای در دست خود و یا افزایش تعداد ایستگاه های معاملاتی است و کمتر به گسترش بازار به معنای واقعی توجه می کند.
اما همه در یک موضوع متفق القول هستند و آن کم عمق بودن بازار سرمایه است و اینکه افراد کمی در بازار سرمایه فعالیت میکنند. اما آیا می توان از مجموعه ای که قوانین را فدای مصلحت های زود گذر و نظرات شخصی می نماید انتظار رشد داشت؟ پیشرفت در هر امری نیازمند نظم است و نظم در اجرای قوانین نمایان می شود. به نظر می آید بورس باید بین اینکه "مغازه ای در خیابان حافظ تهران" باشد و یا "شرکتی قدرتمند" یکی را انتخاب کند و اگر انتخاب گزینه دومی است، نیل به آن جز با اتکاء به قوانین و اجرای آن ممکن نیست
تصمیم دارم این مطلب در فرصتی مناسب ادامه دهم...

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 14:11  توسط محمد امین عابدینی | 

متاسفانه پیده ای به نام استفاده از مطالب دیگران در نوشته ها و کتب در کشور وجود دارد که رواج بسیاری نیز یافته و مدتهاست گریبانگیر جامعه آکادمیک شده. از نوشته های این وبلاگ نیز بارها در سایتها و ویلاگهای دیگر استفاده شده که برخی از آنها بدون ذکر منبع بوده اند اما جدید ترین اتفاق به نظرم قابل ذکر است.
جریان از این قرار است که چند هفته پیش زمانی که درگیر برگزاری سمینار بازار سرمایه اسلامی در دانشگاه تبریز بودیم، از طرف دوستان در مدیریت پژوهش، توسعه و مطالعات اسلامی سازمان بورس و اوراق بهادار، چند بسته کتاب برای پخش در سمینار فرستاده شد که یکی از آنها کتابی بود با عنوان «خود آموز بورس» که توسط شركت اطلاع‌رسانی و خدمات بورس وابسته به سازمان بورس و اوراق بهادار منتشر شده است، که ظاهرا کتاب موفقی نیز بوده، زمانی که بطور کاملاً تصادفی مشغول ورق زدن صفحات آن کتاب بودم متوجه شدم قسمتی از کتاب از روی این وبلاگ و نوشته های من برداشته شده و البته منبعی هم ذکر نگردیده. در ابتدا تصمیم داشتم بیخیال قضیه شوم اما دو سه روز بعد در بین صحبت با یکی از کارشناسان سازمان بورس و اوراق بهادار، جریان را به وی گفتم و از وی خواستم که از نویسنده کتاب منبع نوشته را جویا شود! دیروز، که البته برای کار دیگری، با ایشان صحبت می کردم گفتند که قرار شده در چاپ بعدی رفرنس مطالب نوشته شود! جالب اینکه در پایان من از ایشان تشکر کردم که دفعه بعد رفرنس ها چاپ می کنند (البته اگه چاپ دومی هم در کار باشه) !!! 

زیر نویس به تاریخ ۲/۹/۱۳۸۸ : یک نکته خیلی جالب را امروز در سایت خبری سنا خواندم و آن اینکه از نویسنده کتاب مذکور در نخستین جشنواره برترینهای بازار سرمایه در حوزه تالیف کتاب (حوزه فرهنگ سازی) به خاطر همین کتاب تقدیر به عمل آمده. لینک خبر

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 10:20  توسط محمد امین عابدینی | 

قانون ۱: شما احتمالا یک ایده در حد جایزه‌ نوبل نداريد!!
قضیه‌ ۱: شما همیشه می‌توانید یک ایده‌ خوب را به یک مقاله یا ارائه‌ عالی تبدیل کنید.
قضیه‌ ۲: حتی اگر ایده‌ شما در حد جایزه‌ نوبل هم باشد، به راحتی می‌توانید آن را در قالب یک مقاله یا ارائه‌ ضعیف هدر دهید. البته احتمالا هیچ وقت به این قضیه احتیاج نخواهید داشت. (قانون شماره‌ ۱ را ببینید.)
قانون ۲: اندیشه‌های موجود در مقاله‌ شما در وهله‌ اول بنا به نحوه‌ ارائه‌ شما قضاوت خواهند شد.
اگر مقاله‌ شما به روشی غیر حرفه‌ای نوشته شده باشد، دیگران با دیدی شک‌گرایانه به کار تجربی، اثبات‌های ریاضی و مدل‌های شما خواهند نگریست.
قانون ۳: مقاله‌ شما تمرینی برای متقاعدسازی است (البته منظور ما در اینجا اقتصاد اثباتی است نه هنجاری). خوانندگان مقاله‌ شما در حکم شنوندگان شما هستند و به جای خواندن مقاله‌ شما کارهای خیلی بهتری می‌توانند انجام دهند. سعی کنید آنها را به مقاله‌ خود علاقه‌مند و با استدلال‌های خود متقاعد کنید.
قانون ۴: هیچ مقاله‌ خوبی – فرقی نمی‌کند که چقدر خوش ساختار، هوشمندانه و سلیس باشد – به یکباره و با یک بار نوشتن به وجود نیامده است، بلکه حداقل چندین بار بازنویسی شده است. بازنویسی، هنر راستین  نوشتن است.
قانون ۵: هیچ نویسنده‌ای – فرقی نمی‌کند که چقدر مراقب و متواضع باشد – نمی‌تواند تمامی اشکال‌های نوشتار خود را ببیند. مقالات خود را با دیگر دانشجویان عوض کنید. محکم باشید؛ درست است که اوایل برایتان سخت خواهد بود، ولی قدردانی که به وجود خواهد آمد این سختی را از بین خواهد برد.
قانون ۶: بسیاری از پاراگراف‌ها شامل جملات زیادی‌اند و بسیاری از جملات کلمات زیادی دارند. تکرار خسته‌کننده است. تکرار می‌کنم:‌ تکرار خسته‌کننده است. کم کنید، کم کنید و باز هم کم کنید.
قانون ۷: چکیده و مقدمه در حکم «دم در» نوشته‌ شما هستند. آنها را مختصر و روشن بنویسید. چکیده به سادگی اولین پاراگراف نوشته‌ شما نیست. آنها را طوری بنویسید که برای هر اقتصاددانی روشن و قابل فهم باشد، نه فقط برای آنهایی که در زمینه‌ مطالعاتی شما کار می‌کنند.
قانون ۸: ارائه‌ یک مقاله بسیار سخت تر از نوشتن آن است. ارائه دادن باعث آشکار شدن پاشنه‌ آشیل استدلال‌هایتان شده و به شما نشان می‌دهد که روی چه چیزهایی باید کار و کجاها را بازنویسی کنید. همیشه قبل از فرستادن مقاله‌تان، آن را چندین بار ارائه دهید: در یک کارگروه، به دوستان، به یک سگ یا گربه، حتی دیوار. ارائه دادن شما را مجبور خواهد کرد تا با نقاط ضعف استدلال‌هایتان روبه‌رو شوید.
قانون ۹: بدترین دشمن خودتان باشید. اگر نباشید کس دیگری این سمت را به خود اختصاص خواهد داد.
قانون ۱۰: قانون‌های بسیار دیگری وجود دارند. ما چندتایشان را اینجا می‌آوریم:
• تمامی جداول و شکل‌ها باید اطلاعات کافی در اختیار خواننده قرار دهند تا او بتواند به آنها ارجاع دهد.
• جدول و شکل‌ها باید بعد از متن قرار گیرند نه در میان آن. خواندن مقاله‌ای که جداول و اشکال آن کنار هم باشند بسیار آسان‌تر است.
• برای توضیح در مورد ماخذ داده‌ها، اثبات‌های خاص و دیگر چیزهایی که در این زمره قرار می‌گیرند از ضمیمه استفاده کنید.
• هیچ کس مایل به خواندن یک «گزارش ادبی» نیست. سعی کنید ادبیات مقاله‌تان حتما با دیگر قسمت‌های آن هماهنگ باشد.
• آیا شما نیاز دارید که به خوانندگانتان اطلاع دهید که می‌خواهید چه کار کنید؟ فقط کاری را که می‌خواهید انجام دهید.
• از عناوین کلی مانند «مدل»، «داده‌ها»، «یافته‌ها» و غیره و اعداد استفاده نکنید. به خوانندگان اطلاع دهید که در آن قسمت می‌خواهید چه چیزی را توضیح دهید، مثلا: مدلی برای نشان دادن تناهی جهان.
• از اسامی معنادار برای متغیرهایتان استفاده کنید.
• لازم نیست همه‌ نتیجه‌هایتان را در ارائه‌تان توضیح دهید؛ چرا که خسته‌کننده خواهد بود. از خودتان بپرسید که اگر جای خواننده بودید چه چیزهایی را برای ارائه لازم می‌دانستید، بقیه نتایج را می‌توانید در ضمیمه توضیح دهید.
• متن مقاله را برای اشکالات چاپی، غلط‌های املایی، صفحات جابه‌جا شده، شماره اشتباه برای جداول و اشکال و چیزهایی از این قبیل بررسی کنید. اینها آفت‌های نوشتارند، نابودشان کنید.
• از یک مجله یا راهنمای ساختار کمک بگیرید، چرا که یکنواختی متن از اهمیت بسزایی برخوردار است.

نویسنده:‌ کلودیا گولدین و لاورنس کتز
مترجم: حسن افروزی
برگرفته از روزنامه دنیای اقتصاد ۲۶/۸/۱۳۸۸

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 8:27  توسط محمد امین عابدینی | 

با وجود فعالیت بورس اوراق بهادار تهران از سال 1347 و گذشت حدود 35 سال، تعداد افرادی که در این زمینه به دادوستد می‌پردازند اندک است و آگاهی عمومی نسبت به این گونه تجارت در سطح مطلوب نمی‌باشد. اغلب سرمایه‌گذاران با روش‌های متداول سرمایه گذاری و مفاهیم آن آشنایی کافی ندارند. سرمایه‌گذاری در بورس اوراق بهادار بدون استفاده از ابزار ساده نیست و با وجود شرکت‌های متعدد شناخت و گزینش آنها دشوار خواهد بود. اما در عصر اطلاعات بدون شناخت روش‌های سرمایه‌گذاری و انتخاب سهام ورود به عرصه دادوستد ناامیدی به همراه خواهد آورد. در این مبحث و در ادامه آن به طور ساده با مفاهیم سرمایه‌گذاری و مراحل نخستین فعالیت در این بازار آشنا می‌شوید. باید بگویم که با فراگیری روش‌های سرمایه گذاری و مدل‌های جدید دادوستد، لذت بیشتری از بازی اوراق بهادار می برید و هر آنچه یاد می گیرد با علاقه آزمون خواهید کرد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 10:43  توسط محمد امین عابدینی | 

دیروز از ساعت 11 تا 3.5 دقیقاً به مدت 4.5 ساعت مداوم و بدون لحظه ای استراحت و در حالت سرپا در کلاس آموزشی بورس بودم دو کلاس پشت سرهم یکی از دانشگاه آزاد مشکین شهر و دیگری از دانشگاه تبریز که اولی برای بازدید و دومی برای حضور در دوره آموزشی آمده بودند. در نیم ساعت انتهایی احساس می کردم به جای ستون قفرات، میلگرد در کمر دارم زیرا کمردرد شدیدی احساس می کردم چنان که تا بعد از اتمام کلاس و تا انتهای ساعت کاری (تقریبا 5 عصر) حتی نای بلند شدن از صندلی را نیز نداشتم. البته کمی هم تقصیر خودم است شاید نشستن در سر کلاس برای دوره ای کوتاه لااقل درد کمر را کمرنگتر کند.در هفته گذشته نیز دو دوره آموزشی به همراه چند بازدید از دفاتر کارگزاران و نیز بازرسی از محل پیشنهادی برای تالار اختصاصی در تبریز و کارهای ریز و درشت و گاها بی معنی داشتم که شدیداً خسته شدم و...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 9:18  توسط محمد امین عابدینی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
برنامه های آموزشی
نبض بازار تبریز
مجله اکونومیست
درباره وبلاگ

Tabriz, the capital city of Iranian province of East Azerbaijan The city is located on the intercontinental highway in vicinity to the Republics of Azerbaijan, Turkey and Armenia. Tabriz for a long time lay on a major trade route between the West and Asia and for many centuries it was a flourishing center of commercial trade. Outside Tabriz, there is a lot of attractive countryside with hills, valleys and mountains that can be reached quickly and easily. These hills are summer and winter resorts


نوشته های پیشین
فهرست مطالب این وبلاگ در گوگل!
وامها ـ بخش اول
اوراق قرضه (Bonds) ـ تمام بخش ها
رتبه بندی سهام
اقتصاد چقدر آسان است!
سازمان کنفرانس اسلامی (OIC)
عکس هایی از دانشگاه تبریز
اوپک OPEC
متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
روشهای ارزیابی سهام (بخش چهارم)
روشهای ارزیابی سهام (بخش سوم)
ارزیابی سهام عادی (بخش دوم)
ارزیابی سهام عادی
درباره خزانه جواهرات ملی
بازار مبادلات ارزی
مالیه بین الملل
ارزش زمانی پول (The time value of Monay)
افزایش سرمایه شرکتها
برخی از اصطلاحات بورسی
نسبت های مــربوط به ارزش بازار ســهام
نحوه دریافت بولتن ماهانه بورس تبریز
نسبت های سود آوری
سهام شناور آزاد (Free Float)
نسبتهای اهرمی
تجزیه و تحلیل نسبت های فعالیت
بدفهمی های نرخ ارز
کایزن Kaizen
انواع نسبت های نقدينگي
تجزيه وتحليل به كمك نسبتهاي مالي
رویکردهای بازار سهام
حجم مبنا و تعیین قیمت پایانی روز
شاخص سهام در بورس های اوراق بهادار
بولتن دی ماه بورس تبریز
درباره بورس تبریز
مجله FEAS
تاریخچه بانکداری در ایران
آدرس و شماره تلفن و فاکس شرکتهای بورسی
دانلود کردن Microfit
دانلود کردن Eviews 3
وب سایت من ...
طبقه بندی JEL
فایل تمرین های کتاب گجراتی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آبان 1384
مهر 1384
آرشیو موضوعی
اوراق قرضه (Bonds)
اقتصاد سنجی
وامها
جزوات آموزشی بورس
تاریخچه بورس اوراق بهادار
پیوندها
علي بشارت
پژوهش گوگل
بانک جهانی
بانک های مرکزی دنیا
محمد خانزاده
درباره تبریز
یادداشت های یک سهامدار جزء
کاریز
اقتصاد برای ایرانیان
لوتا (لیست وبلاگ نویسان ترک ایران)
مهندسی علوم خاک
بانکدار بزرگ
اقتصاددانان
بورس اوراق بهادار

بورس کالای ايران

بانک اطلاعات اقتصادی ايران

Amibroker Pro V5.20

مهندسی مالی و مدیریت ریسک

بورسهای جهانی
DJIA NASDAQ SP500 Market Summary Home MarketWatch 75 Index
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

سايت رسمی باشگاه تراكتورسازی تبریز



براي دريافت گاه نامه های وبلاگ وسایر اطلاعات احتمالی فرم زیر را تکمیل نمائید